فراموش کردم
اعضای انجمن(411) نحوه ارسال مطلب قوانين ارسال مطلب به انجمن مذهبي آموزش برداشتن لینک اضافه ارتباط با مدیریت انجمن آموزش جامع درج تصاوير در مطلب نظرات انجمن
جستجوی انجمن
ستایش س (jupiter )    

داستان قاسم جیگرکی که در روز عاشورا مورد عنایت امام حسین (ع) قرار می گیرد

درج شده در تاریخ ۸۹/۱۱/۱۳ ساعت 00:42 بازدید کل: 6640 بازدید امروز: 2 0 می‌پسندم  
 

-- « ( داستان قاسم جیگرکی که در روز عاشورا مورد عنایت امام حسین ( ع ) قرار می گیرد ) » -

بچه ها میدونم خیلی طولانیه اما ارزششو داره فقط 5 دقیقه وقتتونو میگیره 5 دقیقه وقتتونو بزارید واسه امام حسین تا آخرش بخونید خیلی تکاندهندست.

داستان قاسم جیگرکی (  آدمی شراب خوار و لات و چاقوکش  ) که در روز عاشورا مورد عنایت امام حسین ( ع )  قرار می گیرد . از زبان استاد مهدی دانشمند

نزدیک دولت آباد تهران طرفای میدون خراسان اونورا یکی بود جیگر میفروخت معروف بود به قاسم جیگرکی . یک آدم قد بلند ترکه ای ، اما زرنگ ، لات ، چاقو کش . دعوا میشد یه چرخ میزد 10 تا رو میخوابوند . گاهی هم شراب میخورد گاهی . اما روز آخر ذی الحجه که میشد دهنشو آب میکشید ، قدیم لات ها اینجوری بودنا هرکاری که میکردن به محرم که میرسید به احترام امام حسین میذاشتن کنار ، حالا رو ول کن که طرف شب عاشوراشم گناه میکنه ، شب عاشورا!!! برای همین قبرستونا پر شده  پر شده از جوون ، حرمت نگه نمیداری حضرت زهرا ( س ) نفرینت میکنه . میگه حسین من تو گودی قتلگاه داره دست و پا میزنه تو داری میخندی؟!! شب نشینی با رفیقات داری تو خونه دور هم جمع میشین پاشو  برو حسینیه سینتو بزن .

میگفت آخر ذی الحجه  دهنشو اب میکشید و لباس عزا میپوشید ومیومد تو حسینیه محل و ، در ضمن علمم  داشت حسینیه ، علم کش هیئت این بود چون خیلی ماشاالله قدرتمند و قدرتمند بود علمم که بزرگ بود.

آقا هیئتی که 5هزارتا سینه زن داشت خلاصه کم کم کار به  جایی رسید که رسید به 100 نفر سینه زن ، مردم دیگه نیومدن .هیئت امناء هیئت  دور هم نشستن که چرا هیئت کسی نمیاد. گفتن از مردم میپرسیم رفتن از مردم پرسیدن آقا تو چرا نمیایی؟گفت این قاسم جیگرکی علامت کش هیئتتونه ، خب وقتی  یه هیئت راه میافته اولین کسی که مردم میبیننش کیه؟ علامت و علامت کش دیگه ، شراب خوره ، چاقو کش معروف دمه جیگرکی برو بابا ما نمیاییم .

دیدن همه به خاطر این نمیان ، چیکار کنیم یه جوری به قاسم میگیم که امسال محرم نیا تو دیگه حسینیه.

6 -7 نفری رفتن خونه قاسم ، گفتن قاسم ما باهات کاری داریم و گفتن بفرمایید و دست به سینه و مؤدب ، ایستاد و یکی از صفات لاتای قدیم این بود که واسه ریش سفید احترام قائل بودن.قدیما پیر مرد که یه چیزی میگفت ، میگفتن چشم به خصوص برای سادات .امروز طرف دعوا میکنه میزنه تو گوش اولاد فاطمه ، پیر مرد ریش سفید و بهش توهین میکنن ، پیغمبر فرمود هرکی به ریش سفید توهین کنه به موی سفید توهین کنه ، توهین به منه  رسول الله کرده ، هرکی توهین به بزرگتر بکنه تو پرونده اعمالش توهین به پیغمبر اکرم براش مینویسن. بین این 7نفر یه پیر مرد ریش سفید بود گفت قاسم ، گفت بله ، کفت ببخشید مزاحمتون شدیم ، گفت آقا منت گذاشتین سرمون ، گفت ما اومدیم فقط چند تا سوال بپرسیم گفت بفرمایید ، گفت قاسم حسین و دوست داری؟ گفت کدوم حسین . گفت حسین عزیز زهرا ، زد زیر گریه گفت حاجی دستت درد نکنه بعداز یه عمر نوکری حسین و دوست دارم؟!! خودم زنم بچه هام فدای حسین . گفتن ناراحت نشو ما چندتا سوال داریم . کفت بله دوست دارم میمیرم برای حسین فاطمه .

گفتن قاسم هرکاری از دستت بربیاد برای امام حسین میکنی؟ گفت بله دیدید که من تو محرم هرکاری میکنم ، بعضی ها فقط بلدن واسه دم در ، ولی اگه دستشویی ها گرفت به اون میگن برو ، و این کارم میکرد قاسم . میگفت دیدید من توالت میشورم دستشویی هارو میشورم ، تمیز میکنم ، جارو میکنم ، ف آب میپاشم ، ظرف میشورم ، از تیر میرم بالا پرچم میزنم هرکاری بتونم میکنم افتخارمه . گفتن درسته . گفتن قاسم دوست داری هئیت اربابت کوچیک باشه یا بزرگ ؟ گفت بزرگ ، حسین عزمت داره ، هئیتشم باید عزمت داشته باشه .گفتن قاسم یه سوال دیگه ، گفت بله ؟ گفتن اگر کسی باعث میشه هیئت حسین کوچیک بشه وظیفش چیه؟ شک کرد . گفت ببخشید یعنی چی؟ گفتن یعنی اینکه مردم نیان هیئت به خاطر یه نفر . گفت خب اون یه نفر نیاد ، مردم بیان . گفت راستیاتش ما برا همین اومدیم ، دید ا اینا اومدن بهش بگن دیگه هئیت نیان.گفت قاسم ببخشید امسال تو دیگه نیا حسینیه . گفت باشه نمیام سلام منو به مردم برسونید بگین قاسم نمیاد شما بیایین . قاسم فدای شما مردم بشه بیایین من نمیاییم باشه ! . گفتن قاسم ببخشیدا ما جسارت نمیخواستیم بکینیم فقط اومدیم محترمانه بهت بگیم تو که میایی دیگه کسی نمیاد تو دیگه نیا .از خونه اومدن بیرون . شب اول محرم زن و بچش به قاسم گفتن بابا نمیری هیئت ، گفت چرا بابا شما برید من میام ، نذاشت زن و بچش بفهمن .

رفت چندتا پارچه مشکی جور کرد از چادر زنش و...  رفت تو زیرزمین خونش دورتا دوره زیر زمین خونشو مشکی زد گفت حسین جان منو از حسینیه بیرون کردن ، به من گفتن دیگه نیا .منم یه حسینیه برا خودم درست کردم ، اینجا کسی نیست من و بیرون کنه . زنجیرشو برداشت و هرچی شعر بلد بود هی تو این زیر زمین زنجیر میزد و هی میگفت یا حسین یا حسین .

شب اول تموم شد ، شب دوم ، شب سوم ، شب چهارم ، صبح پنجم یکی ازاون 7 نفر با چشم گریون از هیئت امناء همون 7 تایی ها ، اومد در خونه رفیقش در زد اشکشم بند نمیاد.دید اونم داره گریه میکنه گفت چرا گریه میکنی گفت من دیشب خواب حسین و دیدم ، دوتایی اومدن در خونه سومی دیدن اونم داره گریه میکنه ، آقا 7 تا جمع شدن چرا گریه میکنی؟ همه خوابه حسین دیدن همه هم یه خواب دیدن ، چی خواب دیدین ؟ امام حسین فرموده بود شما چیکاره بودید به یکی بگین بیا به یکی بگین نیا ؟؟ من که فقط حسین خوب ها  نیستم ، من حسین گنهکارا هم هستم . برید عذر خواهی کنین ازش ، چرا دل قاسم و شکستید؟ چرا جلوی زن و بچش کوچیکش کردید؟ اومدن در خونه قاسم ، دیدن در خونه قاسم بازه ، در زدن یکی از بچه هاش اومد دید داره گریه میکنه ، چرا گریه میکنی؟ گفت بیایین بابام داره خودشو میزنه ، داره بابام گریه میکنه . دویدن دیدن قاسم انقده سرشو به دیوار زده این سر شکسته خون آلود گفتن چته ، گفت منم خواب حسین و دیدم ، آقا فرمود به خاطر من ببخش اینارو ، اما قاسم تو که منو دوست داری تو که دوماه عزاداری میکنی ، چرا چاقو کشی میکنی ؟چرا شراب خوری میکنی؟ چرا آبرو منو میبری. قاسم میگه تو عالم رویا گفتم آقا من نمیدونستم آبروریزتم ، حالا که ناراحتت کردم میخوام روز عاشورا بمیرم حسین برات . آوردن قاسم و اما ظهر عاشورا نشده بود دیدن بچه های قاسم دویدن مردم ما یتیم شدیم بیایین جنازه بابامو بردارید . همه اومدن ، مردم اومدن ، جنازه قاسم و گلبارون کردن چه احترامی ، چه گریه هایی . چرا گلبارون میکنین؟؟؟ گفتن قاسم نوکر حسین بوده ؟؟؟؟ من میخوام بگم یه نوکرحسین و گلبارون میکنن ، پس چرا حسین و تیر باران کردن؟؟؟!!!

یا حسین یا حسین یا حسین

 

منبع : برگرفته از سخنان استاد دانشمند.

تایپ شده توسط: خودم .

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۸۹/۱۱/۱۳ - ۰۰:۴۲

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات مطب تخصصی اعصاب و روان هیهات منا الذله سفارش انواع پاپوش با قیمت های مناسب امیدوارم در قیامت شفاعتم رو بکنه... اندر حکایت کاندیدهای احتمالی مجلس شورای اسلامی."مردم!!هوشیار باشید. خرید شارژ آسان با شماره گیر ی #1600*789* پان ترکیسم و پان آذریسم (قسمت اول) خواب دیدم مرده ام... دخترا از دوره تولد تا مرگ...
کاربران آنلاین (113)
محمد نظری النا امیری montazer-R مسابقه عکس محرم و کودک شانلی منتظرمنتظرانشم افشین تک تنهای میانه سعید .عراقی تک گل lمید(به یاد تو) llılıll__-__- *MARDE_____ROoZeGaR*__-__-__llılıll مهد کودک رنگین کمان 1388 میلاد مددی لیلی رضایی نصیریر مهیار احمدیان شاهرخ..... دکوراسیون داخلی پازل ___-mamad--Ali--___ BEHZAD FASHIST اخبار بیمه ای تو باشی قلبم آرومه رویا م بنیامین بهمن1 ترنم صدای باران المیرا مسعود وحید-محمدزاده _-Mr JaHan-_ سینا زمیس امین SOREN ----م ه دی---- محمد اسماعیلی مهدی زیبایی سعید*کریمی مورد داشتیم که... تارکان تورک اوغلوووووووووو Reza Ghodrati سعید 66 ساناز *میرزایی کافی نت دانشجو پیام نامجو و MEYSAM GAREDAGHI اینترنت پارس وی موبایل به روز رضا ناصرپور ملوان.زبل تینا راد شرکت خط سبز میاته بهرام رضایی آوای_باران شب mehdimiyanaji مترسک رها رضوانی رحیم حمیدی علی اقبالی وحیدانگوتی چاپ محسن ****اشکان 07**** پاشاییی لاهوتیان مهد کودک نازگل میانه چاپ پارسا (برادران مرادی) امین داودی ترانه کیمیا محمد ایلغاری علی ماوی میانالی کوهیار اسدی لبخندتنها سپهرنوروزی خاطرات .....